4-سخنرانی عاشورای 42

صحیفه امام، ج‏1، ص: 243

امروز به من اطلاع دادند كه بعضى از اهل منبر را برده‏اند در سازمان امنیت و گفته‏اند شما سه چیز را كار نداشته باشید، دیگر هر چه مى‏خواهید بگویید، یكى شاه را كار نداشته باشید؛ یكى هم اسرائیل را كار نداشته باشید؛ یكى هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را كار نداشته باشید، هر چه مى‏خواهید بگویید. خوب، اگر این سه تا امر را ما كنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتارى داریم از این سه تاست تمام گرفتارى ما.

5-سخنرانی عاشورای 42

                        صحیفه امام، ج‏1، ص: 243

آقا! من به شما نصیحت مى‏كنم؛ اى آقاى شاه! اى جناب شاه! من به تو نصیحت مى‏كنم؛ دست بردار از این كارها. آقا! اغفال دارند مى‏كنند تو را. من میل ندارم كه یك روز اگر بخواهند تو بروى، همه شكر كنند. من یك قصه‏اى را براى شما نقل مى‏كنم كه پیرمردهایتان، چهل ساله هایتان یادشان است، سى ساله‏ها هم یادشان است. سه دسته- سه مملكت اجنبى- به ما حمله كرد: شوروى، انگلستان، امریكا به مملكت ایران حمله كردند؛ مملكت ایران را قبضه كردند؛ اموال مردم در معرض تلف بود، نوامیس مردم در معرض هتك بود، لكن خدا مى‏داند كه مردم شاد بودند براى اینكه پهلوى رفت‏

6-پس از آزادی زندان

                        صحیفه امام، ج‏1، ص: 347

دولت نمى‏خواهد روحانیت قدرت داشته باشد؛ و نمى‏خواهد در ایران باشد. و به همین دلیل بعد از مرگ آیت اللَّه بروجردى متوجه آقاى حكیم شدند. گرچه آقاى حكیم‏ را نمى‏خواستند؛ اما مایل بودند كه مرجع تقلید، در نجف باشد كه مزاحم كارشان نباشد؛ ولى نشد. از گرفتن من سودى نبردند؛ چنانكه آقاى پاكروان (1) گفته بود: گرفتن خمینى اشتباه بود، ما مى‏بایست ایادى او را قطع مى‏كردیم؛ و الان ایادى مرا قطع مى‏كنند.

7-تبعید امام پس از مخالفت با  لایحه كاپیتالاسیون

                        صحیفه امام، ج‏1، ص: 415

سخنرانى [در جمع مردم (مخالفت با لایحه كاپیتولاسیون و اعلام عزاى عمومى)].

من تأثرات قلبى خودم را نمى‏توانم اظهار كنم. قلب من در فشار است. این چند روزى كه مسائل اخیر ایران را شنیده‏ام خوابم كم شده است [گریه حضار]. ناراحت هستم [گریه حضار]. قلبم در فشار است [گریه حضار]. با تأثرات قلبى روزشمارى مى‏كنم كه چه وقت مرگ پیش بیاید [گریه شدید حضار]. ایران دیگر عید ندارد [گریه حضار]. عید ایران را عزا كرده‏اند [گریه حضار]؛ عزا كردند و چراغانى كردند [گریه حضار]؛ عزا كردند و دسته جمعى رقصیدند [گریه حضار]. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، و باز هم چراغانى كردند؛ پایكوبى كردند. اگر من به جاى اینها بودم این چراغانیها را منع مى‏كردم؛ مى‏گفتم بیرق سیاه بالاى سر بازارها بزنند [گریه حضار]؛ بالاى سر خانه‏ها بزنند؛ چادر سیاه بالا ببرند. عزت ما پایكوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایكوب كردند ..

8-تبعید به تركیه

                        صحیفه امام، ج‏1، ص: 428

نامه [به آقاى سید مصطفى خمینى (سفارش خویشاوندان به صبر)].

 

بحمداللَّه تعالى و له الشكر كه قبل از ظهر روز چهارشنبه وارد آنكارا [در] تركیه شدم به سلامت. هواى اینجا بهتر از قم است. شماها از جهت من نگران نباشید. حالم خوب است و نگرانى بحمداللَّه نیست. خداوند ان شاء اللَّه خیر مقدر فرماید. آنچه لازم است تذكر دهم، علاوه بر آنكه به جمیع خویشاوندان و بستگان پس از ابلاغ سلام سفارش كنید به صبر جمیل و عدم فزع (1)، به هیچ وجه تشبث نكنید. خداوند تعالى آنچه مقدر فرموده واقع خواهد شد. آنچه لازم است به شما تذكر دهم آن است كه اگر رضاى خداوند تعالى و رضاى مرا مى‏خواهى، با مادر و خواهران و برادر و بستگان مطلقاً حُسن رفتار نمایید. همه محتاج به حُسن سلوك شما هستند. تقاضا مى‏كنم به همه خوش رفتارى نمایید

 ممكن شد كتابهاى درسى فقه مرا یعنى مكاسب و حواشى را به وسیله سفارت ایران بفرستید

9-تبعید به عراق

                        صحیفه امام، ج‏2، ص: 57

. با آنكه تبعید به عراق موجب توفیق زیارت اعتاب مقدسه ائمه اسلام- صلوات اللَّه و سلامه علیهم اجمعین- شده است و بحمد اللَّه تعالى مورد عواطف كریمه حضرات مراجع اسلام و علماى اعلام و افاضل كرام اعتاب مقدسه هستم، لكن دورى از حوزه مقدسه قم و عدم شركت در رنجها و غمهاى ملت ایران، خصوصاً حوزه‏هاى علمیه موجب نگرانى و تألم اینجانب است. شما آقایان افاضل- ادام اللَّه تعالى تأییداتكم- در پیشامدهاى ناگوارى كه در راه خدمت به اسلام و مسلمین براى شما رخ داده است نگران نباشید

10-شهادت آقا مصطفی

                        صحیفه امام، ج‏3، ص: 233

یادبود [: اعلامیه به مسلمین ایران وجهان درباره شهادت مصطفى خمینى‏].

 

انا للَّه و انا الیه راجعون.

در روز یكشنبه نهم شهر ذى القعدة الحرام 1397 مصطفى خمینى، نور بصرم و مُهجَه (1) قلبم، دار فانى را وداع كرد و به جوار رحمت حق تعالى رهسپار شد.

 «اللهم ارحمه و اغفر له و أسكنه الجنة بحق اولیائك الطاهرین- علیهم الصلوة و السلام».

                        صحیفه امام، ج‏3، ص: 234

مناسبت: شهادت آقاى سید مصطفى خمینى.

اینطور قضایا (2) مهم نیست خیلى، پیش مى‏آید. براى همه مردم پیش مى‏آید. و خداوند تبارك و تعالى الطافى دارد ظاهر و الطافِ خفیه. یك الطاف خفیه‏اى خداى‏ تبارك و تعالى دارد كه ماها علم به آن نداریم، اطلاع بر او نداریم. و چون ناقص هستیم از حیث علم، از حیث عمل، از هر جهتى ناقص هستیم، از این جهت در اینطور امورى كه پیش مى‏آید جزع و فزع مى‏كنیم، صبر نمى‏كنیم. این براى نقصان معرفت ماست به مقام بارى تعالى. اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیه‏اى كه خداى تبارك و تعالى نسبت به عبادش دارد و انَّهُ لَطیفٌ عَلى‏ عِبادِه (1) و اطلاع بر آن مسائل داشتیم،

11-تبعید به پاریس

                        صحیفه امام، ج‏3، ص: 501

اینجانب به واسطه فشار عراق به تصویب شاه معلوم الحال، كه مملكت اسلامى را تا سرحد سقوط رسانده است، از نجف به خارج آمده بلكه بتوانم براى این ملت محروم كارى بكنم. ما همه موظف هستیم كه از پا ننشینیم تا سقوط سلسله بى‏حیثیت پهلوى. والسلام علیكم و رحمة اللَّه و بركاته.

- روح اللَّه الموسوى الخمینى.

12- شرح هجرت از عراق و ورود به فرانسه.

صحیفه امام، ج‏3، ص: 502

.... من دیدم كه ممكن است یكوقتى اینها به رفقاى ما یك تعرضى بكنند و ما هم مكانى پیشمان مطرح نیست، ما مى‏خواهیم كارمان را انجام بدهیم، بنا گذاشتم كه بروم به كویت و از آنجا بعد به یكى از ممالك اسلامى بروم. با اینكه ویزا هم داشتیم، در سر حد كویت باز دولت كویت مانع شدند از اینكه ما برویم. حتى اجازه اینكه ما برویم به فرودگاه از آنجا پرواز كنیم، آنقدر هم اجازه ندادند. ما باز برگشتیم به عراق. معلوم شد كه خود آنها هم تفاهمى داشتند؛ منتظر ما بودند! همان جمعیتى كه ما را آورده بودند باز آنجا ایستاده بودند! ما برگشتیم عراق و ما را بردند بصره و بعد از چندین ساعت بردند بغداد. و از بغداد هم دیدیم كه‏ حالا بیاییم اینجا، تا بعد بتوانیم یك فلان محلى براى خودمان انتخاب كنیم. موقتاً آمدیم به فرانسه ..

13-ورود امام به ایران

صحیفه امام، ج‏6، ص: 10

 سخنرانى [در بهشت زهرا (غیر قانونى بودن مجلس و رژیم)].

 

ما در این مدت مصیبتها دیدیم؛ مصیبتهاى بسیار بزرگ. و بعضِ پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بود. مصیبتهاى زنهاى جوان مرده، مردهاى اولاد از دست داده، طفلهاى پدر از دست داده. من وقتى چشمم به بعضى از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده‏اند مى‏افتد، سنگینى در دوشم پیدا مى‏شود كه نمى‏توانم تاب بیاورم. من نمى‏توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم. من نمى‏توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد. خداى تبارك و تعالى باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهاى فرزند از دست داده تسلیت عرض مى‏كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهاى جوان داده، من به آنها تسلیت عرض مى‏كنم. من به جوانهایى كه پدرانشان را در این مدت از دست داده‏اند تسلیت عرض مى‏كنم ..

14- ایام ظفر

صحیفه امام، ج‏6، ص: 10

من دولت تعیین مى‏كنم! من تو دهن این دولت مى‏زنم! من دولت تعیین مى‏كنم! من به پشتیبانى این ملت دولت تعیین مى‏كنم! من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (2) ... این آقا (3) كه خودش هم خودش را قبول ندارد! رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد؛ فقط امریكا از این پشتیبانى كرده و فرستاده، به ارتش دستور داده كه از این پشتیبانى بكنید؛ انگلیس هم از این پشتیبانى كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانى بكنید. یك نفر آدمى كه نه ملت قبولش دارد، نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگویید قبولش ندارند

15-براندازی سلطنت

صحیفه امام، ج‏6، ص: 10

مى‏گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمى‏شود! خوب، واضح است این؛ یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونى باید برود. تو غیر قانونى هستى! دولتى كه ما مى‏گوییم، دولتى است كه متكى به آراى ملت است؛ متكى به حكم خداست. تو باید یا خدا را انكار كنى یا ملت را! باید سر جایش بنشیند این آدم! و یا اینكه به امر امریكا و اینها وادار كند یك دسته‏اى از اشرار، این ملت را قتل عام كند ... ما تا هستیم نمى‏گذاریم اینها سلطه پیدا كنند. ما نمى‏گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلمهاى سابق. ما نخواهیم گذاشت كه محمدرضا برگردد

16-دولت موقت

                        صحیفه امام، ج‏6، ص: 54

جناب آقاى مهندس مهدى بازرگان.

بنا به پیشنهاد شوراى انقلاب، بر حَسَب حق شرعى و حق قانونى ناشى از آراى اكثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران كه طى اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبرى جنبش ابراز شده است، و به موجب اعتمادى كه به ایمان راسخ شما به مكتب مقدس اسلام و اطلاعى كه از سوابقتان در مبارزات اسلامى و ملى دارم، جنابعالى را بدون در نظر گرفتن روابط حزبى و بستگى به گروهى خاص، مأمور تشكیل دولت موقت مى‏نمایم تا ترتیب اداره امور مملكت و خصوصاً انجام رفراندم و رجوع به آراى عمومى ملت درباره تغییر نظام سیاسى كشور به جمهورى اسلامى و تشكیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسى نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسى جدید را بدهید.

17-نقشه راه برای استقرار حكومت اسلامی

                        صحیفه امام، ج‏6، ص: 21

... تا اراده خداى تبارك و تعالى نباشد براى بشر امكان ندارد كه به یك همچو وحدت كلمه‏اى برسد. شما مى‏دانید، شما كه در ایران بودید بهتر مى‏دانید كه در سرتاسر ایران، از آن دهات تا مركز، همه یكدل و یكصدا این خاندان را طرد كردند. بچه هایى كه تازه زبان درآوردند با جوانها و پیرمردها همه هم صدا شدند. دست خدا با جماعت است. برادرهاى من، این وحدت كلمه را حفظ كنید. رمز پیروزى شما وحدت كلمه است. اختلاف را كنار بگذارید ..

18-وحدت برای پیروزی

                        صحیفه امام، ج‏6، ص: 48

رمز پیروزى شما، وحدت كلمه است. اگر وحدت كلمه را از دست شما گرفتند، باز همان اسارت است و باز همان غارتگریها اعاده مى‏شود. مثل سابق نیست. سابق عذر داشتید [كه‏] نمى‏توانم؛ فهمیدید كه مى‏توانید. شما نیرو دارید، ملت با شماست. شما در هر شهر و در هر ده نیرو دارید. هر روزى كه مى‏خواهید یك كارى را بكنید، نیروهاى شما مردم را راه مى‏اندازند. با هم باشید، مجتمع باشید، مهذب باشید، وحدت كلمه‏تان را حفظ كنید

19- روزهای آغازین انقلاب

                        صحیفه امام، ج‏6، ص: 49

من از خداى تبارك و تعالى توفیق همه را مى‏خواهم. من از بیرون آمده‏ ام كه خدمت‏ به شما بكنم. من خادم شما هستم، من خادم ملت شما هستم. من آمده‏ ام كه بزرگوارى شما را حفظ كنم. من آمده ‏ام كه دشمنهاى شما را زمین بزنم. من آمده‏ ام كه ملت را یك ملت مستقلش كنم. دولت اگر پیدا بشود یك دولت مستقل باشد. من آمده ‏ام كه دست اجانب را از این مملكت كوتاه كنم. من آمده‏ام كه رسوا كنم اینهایى كه به اسم «ملیت»، به اسم- نمى‏دانم- «قانون اساسى»، به اسم كذا مى‏خواهند مسائل سابق را عود بدهند.

20- بازگشت به قم

                        صحیفه امام، ج‏6، ص: 278

من از عواطف ملت ایران و از عواطف هموطنیهاى خودم، قمیها [تشكر مى‏كنم‏] من قبلًا گفته بودم كه از قم «عِلم» منتشر مى‏شود، از قم «قدرت» منتشر شد. قم نمونه بود و من مفتخرم كه در قم هستم. من پانزده سال- یا قدرى بیشتر- از شما دور بودم لكن دلم اینجا بود؛ با شما بودم. شما غیرتمندان، شما پاك جوانان، سرمشق همه شدید. و الحمدللَّه تمام‏ ملت ایران، سرتاسر ملت ایران، با هم هم صدا شدند. و این قدرت الهى بود كه طاغوت را شكست؛ این قدرت الهى بود كه ابرقدرتها را از بین برد، و خواهد برد. ما دیگر اجازه نمى‏دهیم ابرقدرتها دخالت در مملكت ما بكنند ..

21

منطقْ منطقِ صدر اسلام است كه اگر بكشیم بهشت مى‏رویم، و اگر كشته بشویم بهشت مى‏رویم. این منطقْ شكست ندارد. منطقِ دنیا نیست كه اگر چنانچه بمیرند، یا به جهنم مى‏روند یا به جایى بدتر از جهنم- اگر باشد! منطقْ منطقِ دین است. منطقْ منطقِ اسلام است، منطق قرآن است. باك نیست وقتى كه تقوا بود، وقتى با خدا بودیم، باك نیست كه مردم از ما اعراض كنند؛ دنیا پشت بر ما بكند. باك نباید داشته باشیم براى اینكه خدا با شماست. و اگر خداى نخواسته عنایت او برداشته شد، همه عالم هم كه با شما باشند

 

22- رفراندوم جمهوری اسلامی

  صحیفه امام، ج‏6، ص: 278

آنچه كه من از شما ملت ایران مى‏خواهم، این است كه بیدار باشید؛ خون عزیزان خودتان را هدر ندهید. كلمه «دمكراتیك» را از آن نترسید؛ یا حذفش را نترسید. این فرمِ غربى است؛ ما فرمهاى غربى را نمى‏پذیریم. ما تمدن غرب را قبول داریم لكن مفاسدش را نمى‏پذیریم. آنكه خون داده همین توده بوده است؛ آنكه جوان داده است، همین توده بوده است. یك دسته‏اى بیرون بوده‏اند، اشراف و اعیان هم بالاها نشسته بودند، و شما خون دادید؛ شما جوان دادید؛ خانه‏هاى شما را سوزاندند. آنكه شما مى‏خواهید آن باید بشود نه آنكه آنهایى كه از اروپا و خارج آمده‏اند مى‏خواهند؛ نه آنكه اعیان و اشراف مى‏خواهند؛ نه آنكه حقوقدانها مى‏خواهند. آنكه شما مى‏خواهید میزان است. آنكه خون داده باید حرفش را شنید؛ رأى او مُتَّبَع است ..

23

 

                        صحیفه امام، ج‏6، ص: 266

به خواست خداوند متعال به زودى درباره شكل حكومت، رفراندم خواهد شد. لازم است تذكر دهم آنچه اینجانب به آن رأى مى‏دهم «جمهورى اسلامى» است و آنچه ملت شریف ایران در سرتاسر كشور با فریاد از آن پشتیبانى نموده است همین «جمهورى اسلامى» بوده است، نه یك كلمه زیاد و نه یك كلمه كم. من از ملت شریف انتظار دارم كه به «جمهورى اسلامى» رأى دهند كه تنها این، مسیر انقلاب اسلامى است و كسانى كه مخالف هستند آزاد و مختارند كه اظهار مخالفت نمایند و علماى اعلام شهرستانها و قرا و قصبات و خود ملت مكلفند كه نگذارند كسى سلب آزادى از كسى بكند و مراقبت كنند آزادانه هركس رأى خود را بدهد.

24

                        صحیفه امام، ج‏6، ص: 363

من رأى خودم را به جمهورى اسلامى مى‏دهم و از ملت تقاضا دارم كه نگذارند خون جوانانشان هدر برود، نگذارند اجانب رخنه پیدا كنند، نگذارند استقلالى كه به دست آورده‏اند از بین برود، نگذارند آزادى كه به دست آمده است مبدل به اختناق بشود. به حكومت اسلام، به جمهورى اسلامى، نه یك حرف زیاد نه یك حرف كم. كسانى هم كه مى‏خواهند به راههاى دیگر بروند آزادند لكن توطئه قدغن، خیانتْ قدغن، رأىْ آزاد. هر چه مى‏خواهند بگویند. ما خیرخواه ملت هستیم. ما- به تَبَع اسلام- خیرخواه همه جناحها هستیم؛

25-بستری شدن امام در بیمارستان قلب تهران

                        صحیفه امام، ج‏12، ص: 126

من دو كلمه مى‏خواهم صحبت كنم: یكى راجع به حال خودم كه الحمدللَّه بد نیست و شاید تشریفات زیاد براى من مهیا كردند آقایان اطبا، آقاى وزیر بهدارى. تشریفاتى كه ما عادت به آن نداریم. ما طلبه‏ها عادى نیستیم به آن. و من وقتى خوشحال مى‏شوم كه بفهمم آقایان در صدد این هستند كه به این زاغه نشینان شهرها، به این چادرنشینهاى شهرها كه در زمان طاغوت به آنها هیچ عنایتى نشده بود، در این زمان عنایت بشود.

بهدارى كه اول مرتبه احتیاجى است كه مردم به آن دارند طورى باشد كه براى همه مهیا باشد. براى یكى تشریفات و براى یكى هیچى نباشد. و من امیدوارم كه آقایان اطبا هرجا كه هستند، و دولت و وزیر بهدارى و خود ملت عنایت به این مطلب داشته باشند كه این زاغه نشینها، این فقرا، اینهایى كه عیال خدا هستند اینطور ابتلائات را نداشته باشند ..

26-تنفیذ بنی صدر در بیمارستان

                        صحیفه امام، ج‏12، ص: 141

سخنرانى [در جمع اعضاى شوراى انقلاب و ... (تنفیذ حكم ریاست جمهورى بنی صدر)].

من یك كلمه به آقاى بنى صدر تذكر مى‏دهم، كه آن یك كلمه تذكر براى همه است:

حبّ الدنیا رأس كلّ خطیئة هر مقامى كه براى بشر حاصل مى‏شود، چه مقامهاى معنوى و چه مقامهاى مادى روزى گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است ..

توجه داشته باشند همه كسانى كه براى بشر خدمت مى‏كنند، كسانى كه داراى مقامى هستند، داراى پستى هستند، كه مقامْ آنها را مغرور نكند. مقام رفتنى است و انسان در حضور خداى تبارك و تعالى ماندنى است ..

من از آقاى بنى صدر مى‏خواهم كه مابین قبل از ریاست جمهور و بعد از ریاست جمهور در اخلاق روحى‏شان تفاوتى نباشد. تفاوت بودن دلیل بر ضعف نفس است ..

27- آغاز جنگ

                        صحیفه امام، ج‏13، ص: 221

پیام رادیو- تلویزیونى [به ملت ایران در آغاز سال تحصیلى (حمله صدام به ایران)].

امروز من صداى منحوس این آدم را شنیدم؛ یعنى، بیانیه‏اش را شنیدم. ایشان معلوم مى‏شود كه تازه مسلمان شده است! براى اینكه به حضرت امیر، على بن ابى طالب و امام حسین- سلام اللَّه علیهما- و اینها تشبث كرده و مردم را مى‏خواهد گول بزند. ایشان نمى‏داند كه مردم عراق ایشان را مى‏شناسند و از اوّلى كه این حكومت اشتراكى روى كار آمد و مرحوم آقاى حكیم (1) تحریم كرد و آنها را تكفیر كرد، مردم عراق اینها را شناخته‏اند و بعد هم از اعمالى كه انجام داده‏اند، اینها شناسایى شده‏اند. اینها علماى بزرگ عراق را اعدام كردند. اینكه الآن به شَعْب (2) عراق متوسل مى‏شود، اینها شعب عراق را سركوب كرده‏اند. این صدام حسین، من از اول وقتى كه روى كار آمد تنبّه دادم كه این دیوانه است، این عقلش درست كار نمى‏كند، و لهذا، با دیوانگى دارد عمل مى‏كند و خودش را به هلاكت مى‏رساند ..

28-عزل بنی صدر

                        صحیفه امام، ج‏14، ص: 492

من كراراً به او گفتم كه حسابت را از این منافقین جدا كن و اعلام كن به اینكه شماها از اسلام نیستید و شماها به من ارتباط ندارید، نپذیرفت، و دید آنچه دید. و من امیدوارم كه توبه كند تا خداى تبارك و تعالى او را بیامرزد و در آن عالم روسیاه نباشد. شما الآن وقت دارید. وقت توبه باقى است وقت‏ جدایى از گروههایى كه به ضد اسلام قیام كرده‏اند باقى است‏ .

من الآن هم نصیحت مى‏كنم آقاى بنى صدر را به اینكه نبادا در دام این گرگهایى كه در خارج كشور نشستند و كمین كردند بیفتید، و این آبرویى كه از دست دادید بدتر بشود.

من علاقه دارم كه تو بیشتر از این خودت را تباه نكنى.

29-تنفیذ شهید رجایی

                        صحیفه امام، ج‏15، ص: 69

سخنرانى [در مراسم تنفیذ حكم ریاست جمهورى آقاى رجایى (نصیحت به مسئولان)].

شما  دیروز نخست وزیر بودید و پریروز وزیر بودید و قبل از او معلم بودید و قبل از او هم یك شاگردى بودید و بعد از این هم معلوم نیست كى از اینجا بروید. ممكن است- خداى نخواسته- همین حالا كه بیرون رفتید و یا همین حالا یك بمبى اینجا باز منفجر بشود و فاتحه همه را بخواند وقتى مطلب این است چرا باید انسان قبل از ریاست جمهور و بعدش فرق بكند؟ مگر ریاست جمهور چه هست؟ كسى كه دلش به نور توحید روشن است مگر عالم چه هست؟ همه عالم چه هست؟ همه عالم در مقابل عظمت خداى تبارك و تعالى چیزى نیست. تمام این عالم مادى در مقابل عالمهاى معنوى كه هست قدر محسوسى ندارد.

30- توصیه به دولت انقلابی

صحیفه امام، ج‏15، ص: 69

شما حساب كنید كه این سیاره‏اى كه ما در آن زندگى مى‏كنیم به اسم زمین، در مقابل منظومه شمسى چه قدر است و این منظومه شمسى كه ما یكى از سیارات كوچكش را در آن زندگى مى‏كنیم، در مقابل كهكشان چه قدر است و این كهكشانهایى كه تا كنون كشف شده است كه گفته مى‏شود كه تا آن قدرى كه از ستاره‏هاى نورانى كشف شده است به مقدار شش میلیارد سال نورى است؛ یعنى، اگر نور آن ستاره‏اى كه در آخر است بخواهد بیاید به پیش ما، شش میلیارد سال نورى طول مى‏كشد و آن چیزى كه ماوراى‏ اینهاست و باز كشف نشده است، حتماً بدانید كه بیش از این معانى است، اینها هم در مقابل عظمت خالق ناچیزند، ما باید چقدر ضعیف باشیم كه در این ذره‏اى كه خودش و آن منظومه‏اى كه این یكى از ستاره‏هاى كوچكش است، اصلًا به حساب نمى‏آید و اگر گم بشود نمى‏تواند پیدایش بكنند در این غائله بزرگ عالم.

31-شهادت بهشتی

                        صحیفه امام، ج‏14، ص: 515

من این ضایعه بزرگ  را به ملت ایران و شما آقایان كه نزدیك بودید با آقاى بهشتى و مطلع بودید از افراد دیگرى كه شهید شدند، به همه شما آقایان و ملتمان تسلیت عرض مى‏كنم. بناى دشمنهاى شما بر این است كه افرادى كه لیاقتشان بیشتر است بیشتر مورد حمله قرار بگیرند. آنها افرادى را هدف قرار مى‏دهند كه از آنها خوف دارند كه مبادا یك وقتى به آنها صدمه بزنند. واین را من كراراً گفته‏ام كه مرحوم آقاى بهشتى در این مملكت مظلوم زیست. تمام مخالفین اسلام و مخالفین این كشور حمله مستقیم‏شان را به ایشان و بعضى دوستان ایشان كردند. كسى را كه من بیشتر از بیست سال مى‏شناختم و روحیاتش را مطلع بودم و مى‏دانستم چه جور مرد صالحى و مرد به درد بخورى براى این كشور است، مخالفین او را در كوچه و بازار و محله و صحبتهایى كه همه مى‏كردند، آن‏طور جلوه دادند

32- تنفیذ حكم ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای 

                        صحیفه امام، ج‏15، ص: 278

 

اینجانب به پیروى از ملت عظیم الشأن و با اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمند محترم جناب حجت الاسلام آقاى سید على خامنه‏اى- ایّده اللَّه تعالى- رأى ملت را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست جمهورى اسلامى ایران منصوب نمودم. و رأى ملت مسلمان متعهد و تنفیذ آن محدود است به اینكه ایشان به همان نحو كه تا كنون خدمتگزار اسلام و ملت و طرفدار قشر مستضعف، و به حكم قرآن كریم اشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ  بوده‏اند از این پس نیز به همان تعهد باقى باشند و از طریق مستقیم انسانیت و اسلام انحراف ننمایند، كه ان شاء اللَّه نمى‏نمایند

 

33

                        صحیفه امام، ج‏6، ص: 286

شمایى كه الآن جوان هستید مى‏توانید خودتان را تهذیب كنید؛ اگر پیر شدید، ضعیف مى‏شوید نمى‏توانید. الآن قواى شما قوى است و شیطان در شما ضعیف. وقتى سن شما زیاد شد، قواى شما ضعیف مى‏شود و شیطان در شما قوى. آن وقت دیگر نمى‏توانید، شكست مى‏خورید. الآن باید خودتان را تهذیب كنید. حوزه‏هاى علمیه باید خودشان را تهذیب كنند. در خلال تهذیب، هر كارى كه هست تعقیب كنند از عِلمیات. ما فقاهت لازم داریم. اگر فقیهى از بین برود، اسلام از بین مى‏رود. ما فقیه لازم داریم، باید دنبال فقه باشیم. در عین حالى كه دنبال فقه هستید، همان طورى كه ائمه- علیهم السلام- بودند، حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- بود، در عین حالى كه نمازش آنطورى بود، در عین حالى كه عبادتش آنطور بود، شمشیرش هم آنطور بود؛ در عین حالى كه بسط علم و توحید مى‏كرد و مثلِ نهج البلاغه را گذاشت براى ما، در عین حال جنگ مى‏كرد، در عین حال شمشیر مى‏كشید؛ در عین حال كه زاهد بود، در عین حال قوى و قدرتمند بود؛ جنگجو بود. اینها با هم باید باشند ..

34

                        صحیفه امام، ج‏21، ص: 91

من به صراحت اعلام مى‏كنم كه جمهورى اسلامى ایران با تمام وجود براى احیاى هویت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذارى مى‏كند. و دلیلى هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پیروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزون طلبى صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید براى پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه ریزى كنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگى به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم. و این را باید از اصول سیاست خارجى خود بدانیم‏

 

35- آیت الله خامنه ای در كلام امام

                        صحیفه امام، ج‏17، ص: 272

ما اگر گمان بكنید كه در تمام دنیا، رئیس جمهورها و سلاطین و امثال اینها، یك نفر را مثل آقاى خامنه ‏اى پیدا بكنید كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار،و بناى قلبى‏اش بر این باشد كه به این ملت خدمت كند، پیدا نمى‏كنید. ایشان را من سالهاى طولانى مى‏شناسم، و در آن زمانى كه اوّل نهضت بود ایشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پیامها تشریف مى‏بردند، و بعد از این هم كه این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان حاضر واقعه بود همه جا، تا آخر و حالا هم هست. یك نعمت خدا به ما، این است كه داده ..

36

                        صحیفه امام، ج‏21، ص: 95

مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش مى‏دانم. و شما مى‏دانید كه من به شما عشق مى‏ورزم؛ و شما را مى‏شناسم؛ شما هم مرا مى‏شناسید. در شرایط كنونى آنچه موجب امر شد تكلیف الهى‏ام بود. شما مى‏دانید كه من با شما پیمان بسته بودم كه تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز فقط براى تشخیص مصلحت بود؛ و تنها به امید رحمت و رضاى او از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویى داشته‏ام با خدا معامله كرده‏ام. عزیزانم، شما مى‏دانید كه تلاش كرده‏ام كه راحتى خود را بر رضایت حق و راحتى شما مقدّم ندارم. خداوندا، تو مى‏دانى كه ما سر سازش با كفر را نداریم ..

37- روزهای پایانی جنگ

جمهورى اسلامى ایران نباید تحت هیچ شرایطى از اصول و آرمانهاى مقدس و الهى خود دست بردارد. ان شاء اللَّه مردم سلحشور ایران كینه و خشم انقلابى و مقدس خویش را در سینه‏ها نگه داشته و شعله‏ هاى ستم سوز آن را علیه شوروى جنایتكار و امریكاى جهانخوار و اذناب آنان به كار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند ..

38- حج خونین

                        صحیفه امام، ج‏21، ص: 81

البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجى و بین الملل اسلامى‏ مان بارها اعلام نموده‏ ایم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوكران امریكا نام این سیاست را توسعه طلبى و تفكر تشكیل امپراتورى بزرگ مى‏گذارند، از آن باكى نداریم و استقبال مى‏كنیم. ما درصدد خشكانیدن ریشه‏ هاى فاسد صهیونیزم، سرمایه دارى و كمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته‏ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایى را كه بر این سه پایه استوار گردیده‏اند نابود كنیم؛ و نظام اسلام رسول اللَّه- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- را در جهان استكبار ترویج نماییم. و دیر یا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود

39-پیام قطع نامه

                        صحیفه امام، ج‏21، ص: 95

... امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه‏ها و مرفهین بى‏درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزیزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‏اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمین را نموده‏اند مى‏بوسم‏ ....من باز مى‏گویم كه قبول این مسئله براى من از زهر كشنده‏تر است؛ ولى راضى به رضاى خدایم و براى رضایت او این جرعه را نوشیدم. و نكته‏اى كه تذكر آن لازم است این است كه در قبول این قطعنامه فقط مسئولین كشور ایران به اتكاى خود تصمیم گرفته‏ اند. و كسى و كشورى در این امر مداخله نداشته است .. .

40


                        صحیفه امام، ج‏20، ص: 442

من خداى قاهر حاضر منتقم را شاهد مى‏گیرم كه احمد از آن روزى كه در كمك اینجانب در بیرونى مشغول اداره امور من بوده تا الآن كه این ورقه را مى‏نویسم قدمى یا قلمى بر خلاف گفتار و نوشتار من بر نداشته و با وسواس عجیب در كلیه گفتارهاى من یا نوشته‏هاى من سعى نموده كه حتى یك كلمه بلكه گاهى یك حرف را كه به نظر او محتاج به اصلاح است بدون اذن من تصرف نكند. من در نوشته و گفتارهایى كه دارم به او و بعض اعضاى دفتر- حفظهم اللَّه- و به اشخاصى كه متكفّل رسانه‏ ها بوده‏ اند و هستند اجازه دادم كه هرچه بر خلاف صلاح به نظر آنها است به من تذكر دهند و احمد فرزند من در جریان این امور بوده و هست و تاكنون اتفاق نیفتاده كه كلمه [اى‏] را بدون رجوع به من اضافه یا كم كند «وَاللَّهُ عَلى‏ كُلِّ ذلِكَ شَهِیدٌ». (1)

41- عزل آقای منتظری

                        صحیفه امام، ج‏21، ص: 331 و 332

همه مى‏دانند كه شما حاصل عمر من بوده‏اید؛ و من به شما شدیداً علاقه مندم. براى اینكه اشتباهات گذشته تكرار نگردد، به شما نصیحت مى‏كنم كه بیت خود را از افراد ناصالح پاك نمایید؛ و از رفت و آمد مخالفین نظام، كه به اسم علاقه به اسلام و جمهورى اسلامى‏ خود را جا مى‏زنند، جداً جلوگیرى كنید ....  واللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده لوح مى‏دانستم كه مدیر و مدبر نبودید ولى شخصى بودید تحصیلكرده كه مفید براى حوزه‏هاى علمیه بودید و اگر اینگونه كارهاتان را ادامه دهید مسلماً تكلیف دیگرى دارم و مى‏دانید كه از تكلیف خود سرپیچى نمى‏كنم. واللَّه قسم، من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مى‏دانستم. واللَّه قسم، من رأى به ریاست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم ..

42

                        صحیفه امام، ج‏21، ص: 331

سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خداى خود عهد كردم كه از بدى افرادى كه مكلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشى نكنم. من با خداى خود پیمان بسته‏ام كه رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمى دارم. من كار به تاریخ و آنچه اتفاق مى‏افتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعى خود عمل كنم.

 43

صحیفه امام، ج‏21، ص: 332

من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بسته‏ام كه واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعى كنند تحت تأثیر دروغهاى دیكته شده كه این روزها رادیوهاى بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مى‏كنند نگردند. از خدا مى‏خواهم كه به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضى هستیم به رضایت او؛ از خود كه چیزى نداریم، هرچه هست اوست.

44- روح خدا به خدا پیوست

                        صحیفه امام، ج‏2، ص: 40

هر دقیقه‏اى كه از عمر شریف شما مى‏گذرد، یك مقدارى به قبر و آنجایى كه از شما سؤالات خواهند كرد و همه مسئول خواهید بود، دارید نزدیك مى‏شوید. فكر این مطلب را بكنید كه قضیه نزدیك شدن به مرگ است، و هیچ كس هم سند به شما نداده است كه صدوبیست سال عمر كنید. صد و بیست ساله نداریم؛ ممكن است بیست و پنج‏ .  آقایانى كه از دیگر ممالك در اینجا هستند باید پابرجا باشند و به تحصیل علم و تهذیب نفس ادامه دهند و اگر مراجع و من- كه یكى از طلاب هستم- از اینجا رفتم، باز لازم است كه آقایان بمانند و به وظایف خود عمل نمایند

45-وصیت نامه

با دلى آرام و قلبى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوى جایگاه ابدى سفر مى‏كنم. و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خداى رحمان و رحیم مى‏خواهم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد ..

و از ملت امیدوارم كه عذرم را در كوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند كه با رفتن یك خدمتگزار در سدّ آهنین ملت خللى حاصل نخواهد شد كه خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، واللَّه نگهدار این ملت و مظلومان جهان است ..

46-وصیت نامه

و وصیت من به همه آن است كه با یاد خداى متعال به سوى خودشناسى و خودكفایى و استقلال، با همه ابعادش به پیش، و بى‏تردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و براى ترقى و تعالى كشور اسلامى به روح تعاون ادامه دهید ..

و اینجانب با آنچه در ملت عزیز از بیدارى و هوشیارى و تعهد و فداكارى و روح مقاومت و صلابت در راه حق مى‏بینم و امید آن دارم كه به فضل خداوند متعال این معانى انسانى به اعقاب ملت منتقل شود و نسلًا بعد نسل بر آن افزوده گردد ..

47-وصیت نامه


به ملت شریف ایران وصیت مى‏كنم كه در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداكاریها و جان نثاریها و محرومیتها مناسب حجم بزرگى مقصود و ارزشمندى و علوّ رتبه آن است، آنچه كه شما ملت شریف و مجاهد براى آن بپاخاستید و دنبال مى‏كنید و براى آن جان و مال نثار كرده و مى‏كنید، والاترین و بالاترین و ارزشمندترین مقصدى است و مقصودى است كه از صدر عالم در ازل و از پس این جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد؛

48-وصیت نامه

شمااى ملت مجاهد، در زیر پرچمى مى‏روید كه در سراسر جهان مادى و معنوى در اهتزاز است، بیابید آن را یا نیابید، شما راهى را مى‏روید كه تنها راه تمام انبیا- علیهم سلام اللَّه- و یكتا راه سعادت مطلق است. در این انگیزه است كه همه اولیا شهادت را در راه آن به آغوش مى‏كشند و مرگ سرخ را «احلى من العسل» (1) مى‏دانند؛ و جوانان شما در جبهه‏ها جرعه‏اى از آن را نوشیده و به وجد آمده‏اند و در مادران و خواهران و پدران و برادران آنان جلوه نموده و ما باید بحق بگوییم‏

یا لیتنا كنّا معكم فنفوز فوزاً عظیماً

گوارا باد بر آنان آن نسیم دل آرا و آن جلوه شورانگیز.

 49- رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

                        صحیفه امام، ج‏20، ص: 455

جنابعالى را یكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مى‏دانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستید و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبدارى مى‏كنید، مى‏دانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستید كه چون خورشید، روشنى مى‏دهید.

 

 منبع :http://www.irdc.ir/