50 رخداد دوران حیات امام از قول امام روح الله
4-سخنرانی عاشورای 42
صحیفه امام، ج1، ص: 243
امروز به من اطلاع دادند كه بعضى از اهل منبر را بردهاند در سازمان امنیت و گفتهاند شما سه چیز را كار نداشته باشید، دیگر هر چه مىخواهید بگویید، یكى شاه را كار نداشته باشید؛ یكى هم اسرائیل را كار نداشته باشید؛ یكى هم نگویید دین در خطر است. این سه تا امر را كار نداشته باشید، هر چه مىخواهید بگویید. خوب، اگر این سه تا امر را ما كنار بگذاریم، دیگر چه بگوییم؟! ما هر چه گرفتارى داریم از این سه تاست تمام گرفتارى ما.
5-سخنرانی عاشورای 42
صحیفه امام، ج1، ص: 243
آقا! من به شما نصیحت مىكنم؛ اى آقاى شاه! اى جناب شاه! من به تو نصیحت مىكنم؛ دست بردار از این كارها. آقا! اغفال دارند مىكنند تو را. من میل ندارم كه یك روز اگر بخواهند تو بروى، همه شكر كنند. من یك قصهاى را براى شما نقل مىكنم كه پیرمردهایتان، چهل ساله هایتان یادشان است، سى سالهها هم یادشان است. سه دسته- سه مملكت اجنبى- به ما حمله كرد: شوروى، انگلستان، امریكا به مملكت ایران حمله كردند؛ مملكت ایران را قبضه كردند؛ اموال مردم در معرض تلف بود، نوامیس مردم در معرض هتك بود، لكن خدا مىداند كه مردم شاد بودند براى اینكه پهلوى رفت
6-پس از آزادی زندان
صحیفه امام، ج1، ص: 347
دولت نمىخواهد روحانیت قدرت داشته باشد؛ و نمىخواهد در ایران باشد. و به همین دلیل بعد از مرگ آیت اللَّه بروجردى متوجه آقاى حكیم شدند. گرچه آقاى حكیم را نمىخواستند؛ اما مایل بودند كه مرجع تقلید، در نجف باشد كه مزاحم كارشان نباشد؛ ولى نشد. از گرفتن من سودى نبردند؛ چنانكه آقاى پاكروان (1) گفته بود: گرفتن خمینى اشتباه بود، ما مىبایست ایادى او را قطع مىكردیم؛ و الان ایادى مرا قطع مىكنند.
7-تبعید امام پس از مخالفت با لایحه كاپیتالاسیون
صحیفه امام، ج1، ص: 415
سخنرانى [در جمع مردم (مخالفت با لایحه كاپیتولاسیون و اعلام عزاى عمومى)].
من تأثرات قلبى خودم را نمىتوانم اظهار كنم. قلب من در فشار است. این چند روزى كه مسائل اخیر ایران را شنیدهام خوابم كم شده است [گریه حضار]. ناراحت هستم [گریه حضار]. قلبم در فشار است [گریه حضار]. با تأثرات قلبى روزشمارى مىكنم كه چه وقت مرگ پیش بیاید [گریه شدید حضار]. ایران دیگر عید ندارد [گریه حضار]. عید ایران را عزا كردهاند [گریه حضار]؛ عزا كردند و چراغانى كردند [گریه حضار]؛ عزا كردند و دسته جمعى رقصیدند [گریه حضار]. ما را فروختند، استقلال ما را فروختند، و باز هم چراغانى كردند؛ پایكوبى كردند. اگر من به جاى اینها بودم این چراغانیها را منع مىكردم؛ مىگفتم بیرق سیاه بالاى سر بازارها بزنند [گریه حضار]؛ بالاى سر خانهها بزنند؛ چادر سیاه بالا ببرند. عزت ما پایكوب شد؛ عظمت ایران از بین رفت؛ عظمت ارتش ایران را پایكوب كردند ..
8-تبعید به تركیه
صحیفه امام، ج1، ص: 428
نامه [به آقاى سید مصطفى خمینى (سفارش خویشاوندان به صبر)].
بحمداللَّه تعالى و له الشكر كه قبل از ظهر روز چهارشنبه وارد آنكارا [در] تركیه شدم به سلامت. هواى اینجا بهتر از قم است. شماها از جهت من نگران نباشید. حالم خوب است و نگرانى بحمداللَّه نیست. خداوند ان شاء اللَّه خیر مقدر فرماید. آنچه لازم است تذكر دهم، علاوه بر آنكه به جمیع خویشاوندان و بستگان پس از ابلاغ سلام سفارش كنید به صبر جمیل و عدم فزع (1)، به هیچ وجه تشبث نكنید. خداوند تعالى آنچه مقدر فرموده واقع خواهد شد. آنچه لازم است به شما تذكر دهم آن است كه اگر رضاى خداوند تعالى و رضاى مرا مىخواهى، با مادر و خواهران و برادر و بستگان مطلقاً حُسن رفتار نمایید. همه محتاج به حُسن سلوك شما هستند. تقاضا مىكنم به همه خوش رفتارى نمایید
ممكن شد كتابهاى درسى فقه مرا یعنى مكاسب و حواشى را به وسیله سفارت ایران بفرستید
9-تبعید به عراق
صحیفه امام، ج2، ص: 57
. با آنكه تبعید به عراق موجب توفیق زیارت اعتاب مقدسه ائمه اسلام- صلوات اللَّه و سلامه علیهم اجمعین- شده است و بحمد اللَّه تعالى مورد عواطف كریمه حضرات مراجع اسلام و علماى اعلام و افاضل كرام اعتاب مقدسه هستم، لكن دورى از حوزه مقدسه قم و عدم شركت در رنجها و غمهاى ملت ایران، خصوصاً حوزههاى علمیه موجب نگرانى و تألم اینجانب است. شما آقایان افاضل- ادام اللَّه تعالى تأییداتكم- در پیشامدهاى ناگوارى كه در راه خدمت به اسلام و مسلمین براى شما رخ داده است نگران نباشید
10-شهادت آقا مصطفی
صحیفه امام، ج3، ص: 233
یادبود [: اعلامیه به مسلمین ایران وجهان درباره شهادت مصطفى خمینى].
انا للَّه و انا الیه راجعون.
در روز یكشنبه نهم شهر ذى القعدة الحرام 1397 مصطفى خمینى، نور بصرم و مُهجَه (1) قلبم، دار فانى را وداع كرد و به جوار رحمت حق تعالى رهسپار شد.
«اللهم ارحمه و اغفر له و أسكنه الجنة بحق اولیائك الطاهرین- علیهم الصلوة و السلام».
صحیفه امام، ج3، ص: 234
مناسبت: شهادت آقاى سید مصطفى خمینى.
اینطور قضایا (2) مهم نیست خیلى، پیش مىآید. براى همه مردم پیش مىآید. و خداوند تبارك و تعالى الطافى دارد ظاهر و الطافِ خفیه. یك الطاف خفیهاى خداى تبارك و تعالى دارد كه ماها علم به آن نداریم، اطلاع بر او نداریم. و چون ناقص هستیم از حیث علم، از حیث عمل، از هر جهتى ناقص هستیم، از این جهت در اینطور امورى كه پیش مىآید جزع و فزع مىكنیم، صبر نمىكنیم. این براى نقصان معرفت ماست به مقام بارى تعالى. اگر اطلاع داشتیم از آن الطاف خفیهاى كه خداى تبارك و تعالى نسبت به عبادش دارد و انَّهُ لَطیفٌ عَلى عِبادِه (1) و اطلاع بر آن مسائل داشتیم،
11-تبعید به پاریس
صحیفه امام، ج3، ص: 501
اینجانب به واسطه فشار عراق به تصویب شاه معلوم الحال، كه مملكت اسلامى را تا سرحد سقوط رسانده است، از نجف به خارج آمده بلكه بتوانم براى این ملت محروم كارى بكنم. ما همه موظف هستیم كه از پا ننشینیم تا سقوط سلسله بىحیثیت پهلوى. والسلام علیكم و رحمة اللَّه و بركاته.
- روح اللَّه الموسوى الخمینى.
12- شرح هجرت از عراق و ورود به فرانسه.
صحیفه امام، ج3، ص: 502
.... من دیدم كه ممكن است یكوقتى اینها به رفقاى ما یك تعرضى بكنند و ما هم مكانى پیشمان مطرح نیست، ما مىخواهیم كارمان را انجام بدهیم، بنا گذاشتم كه بروم به كویت و از آنجا بعد به یكى از ممالك اسلامى بروم. با اینكه ویزا هم داشتیم، در سر حد كویت باز دولت كویت مانع شدند از اینكه ما برویم. حتى اجازه اینكه ما برویم به فرودگاه از آنجا پرواز كنیم، آنقدر هم اجازه ندادند. ما باز برگشتیم به عراق. معلوم شد كه خود آنها هم تفاهمى داشتند؛ منتظر ما بودند! همان جمعیتى كه ما را آورده بودند باز آنجا ایستاده بودند! ما برگشتیم عراق و ما را بردند بصره و بعد از چندین ساعت بردند بغداد. و از بغداد هم دیدیم كه حالا بیاییم اینجا، تا بعد بتوانیم یك فلان محلى براى خودمان انتخاب كنیم. موقتاً آمدیم به فرانسه ..
13-ورود امام به ایران
صحیفه امام، ج6، ص: 10
سخنرانى [در بهشت زهرا (غیر قانونى بودن مجلس و رژیم)].
ما در این مدت مصیبتها دیدیم؛ مصیبتهاى بسیار بزرگ. و بعضِ پیروزیها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بود. مصیبتهاى زنهاى جوان مرده، مردهاى اولاد از دست داده، طفلهاى پدر از دست داده. من وقتى چشمم به بعضى از اینها كه اولاد خودشان را از دست دادهاند مىافتد، سنگینى در دوشم پیدا مىشود كه نمىتوانم تاب بیاورم. من نمىتوانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم. من نمىتوانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد. خداى تبارك و تعالى باید به آنها اجر عنایت فرماید. من به مادرهاى فرزند از دست داده تسلیت عرض مىكنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهاى جوان داده، من به آنها تسلیت عرض مىكنم. من به جوانهایى كه پدرانشان را در این مدت از دست دادهاند تسلیت عرض مىكنم ..
14- ایام ظفر
صحیفه امام، ج6، ص: 10
من دولت تعیین مىكنم! من تو دهن این دولت مىزنم! من دولت تعیین مىكنم! من به پشتیبانى این ملت دولت تعیین مىكنم! من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (2) ... این آقا (3) كه خودش هم خودش را قبول ندارد! رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد؛ فقط امریكا از این پشتیبانى كرده و فرستاده، به ارتش دستور داده كه از این پشتیبانى بكنید؛ انگلیس هم از این پشتیبانى كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانى بكنید. یك نفر آدمى كه نه ملت قبولش دارد، نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگویید قبولش ندارند
15-براندازی سلطنت
صحیفه امام، ج6، ص: 10
مىگوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمىشود! خوب، واضح است این؛ یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونى باید برود. تو غیر قانونى هستى! دولتى كه ما مىگوییم، دولتى است كه متكى به آراى ملت است؛ متكى به حكم خداست. تو باید یا خدا را انكار كنى یا ملت را! باید سر جایش بنشیند این آدم! و یا اینكه به امر امریكا و اینها وادار كند یك دستهاى از اشرار، این ملت را قتل عام كند ... ما تا هستیم نمىگذاریم اینها سلطه پیدا كنند. ما نمىگذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلمهاى سابق. ما نخواهیم گذاشت كه محمدرضا برگردد
16-دولت موقت
صحیفه امام، ج6، ص: 54
جناب آقاى مهندس مهدى بازرگان.
بنا به پیشنهاد شوراى انقلاب، بر حَسَب حق شرعى و حق قانونى ناشى از آراى اكثریت قاطع قریب به اتفاق ملت ایران كه طى اجتماعات عظیم و تظاهرات وسیع و متعدد در سراسر ایران نسبت به رهبرى جنبش ابراز شده است، و به موجب اعتمادى كه به ایمان راسخ شما به مكتب مقدس اسلام و اطلاعى كه از سوابقتان در مبارزات اسلامى و ملى دارم، جنابعالى را بدون در نظر گرفتن روابط حزبى و بستگى به گروهى خاص، مأمور تشكیل دولت موقت مىنمایم تا ترتیب اداره امور مملكت و خصوصاً انجام رفراندم و رجوع به آراى عمومى ملت درباره تغییر نظام سیاسى كشور به جمهورى اسلامى و تشكیل مجلس مؤسسان از منتخبین مردم جهت تصویب قانون اساسى نظام جدید و انتخاب مجلس نمایندگان ملت بر طبق قانون اساسى جدید را بدهید.
17-نقشه راه برای استقرار حكومت اسلامی
صحیفه امام، ج6، ص: 21
... تا اراده خداى تبارك و تعالى نباشد براى بشر امكان ندارد كه به یك همچو وحدت كلمهاى برسد. شما مىدانید، شما كه در ایران بودید بهتر مىدانید كه در سرتاسر ایران، از آن دهات تا مركز، همه یكدل و یكصدا این خاندان را طرد كردند. بچه هایى كه تازه زبان درآوردند با جوانها و پیرمردها همه هم صدا شدند. دست خدا با جماعت است. برادرهاى من، این وحدت كلمه را حفظ كنید. رمز پیروزى شما وحدت كلمه است. اختلاف را كنار بگذارید ..
18-وحدت برای پیروزی
صحیفه امام، ج6، ص: 48
رمز پیروزى شما، وحدت كلمه است. اگر وحدت كلمه را از دست شما گرفتند، باز همان اسارت است و باز همان غارتگریها اعاده مىشود. مثل سابق نیست. سابق عذر داشتید [كه] نمىتوانم؛ فهمیدید كه مىتوانید. شما نیرو دارید، ملت با شماست. شما در هر شهر و در هر ده نیرو دارید. هر روزى كه مىخواهید یك كارى را بكنید، نیروهاى شما مردم را راه مىاندازند. با هم باشید، مجتمع باشید، مهذب باشید، وحدت كلمهتان را حفظ كنید
19- روزهای آغازین انقلاب
صحیفه امام، ج6، ص: 49
من از خداى تبارك و تعالى توفیق همه را مىخواهم. من از بیرون آمده ام كه خدمت به شما بكنم. من خادم شما هستم، من خادم ملت شما هستم. من آمده ام كه بزرگوارى شما را حفظ كنم. من آمده ام كه دشمنهاى شما را زمین بزنم. من آمده ام كه ملت را یك ملت مستقلش كنم. دولت اگر پیدا بشود یك دولت مستقل باشد. من آمده ام كه دست اجانب را از این مملكت كوتاه كنم. من آمدهام كه رسوا كنم اینهایى كه به اسم «ملیت»، به اسم- نمىدانم- «قانون اساسى»، به اسم كذا مىخواهند مسائل سابق را عود بدهند.
20- بازگشت به قم
صحیفه امام، ج6، ص: 278
من از عواطف ملت ایران و از عواطف هموطنیهاى خودم، قمیها [تشكر مىكنم] من قبلًا گفته بودم كه از قم «عِلم» منتشر مىشود، از قم «قدرت» منتشر شد. قم نمونه بود و من مفتخرم كه در قم هستم. من پانزده سال- یا قدرى بیشتر- از شما دور بودم لكن دلم اینجا بود؛ با شما بودم. شما غیرتمندان، شما پاك جوانان، سرمشق همه شدید. و الحمدللَّه تمام ملت ایران، سرتاسر ملت ایران، با هم هم صدا شدند. و این قدرت الهى بود كه طاغوت را شكست؛ این قدرت الهى بود كه ابرقدرتها را از بین برد، و خواهد برد. ما دیگر اجازه نمىدهیم ابرقدرتها دخالت در مملكت ما بكنند ..
21
منطقْ منطقِ صدر اسلام است كه اگر بكشیم بهشت مىرویم، و اگر كشته بشویم بهشت مىرویم. این منطقْ شكست ندارد. منطقِ دنیا نیست كه اگر چنانچه بمیرند، یا به جهنم مىروند یا به جایى بدتر از جهنم- اگر باشد! منطقْ منطقِ دین است. منطقْ منطقِ اسلام است، منطق قرآن است. باك نیست وقتى كه تقوا بود، وقتى با خدا بودیم، باك نیست كه مردم از ما اعراض كنند؛ دنیا پشت بر ما بكند. باك نباید داشته باشیم براى اینكه خدا با شماست. و اگر خداى نخواسته عنایت او برداشته شد، همه عالم هم كه با شما باشند
22- رفراندوم جمهوری اسلامی
صحیفه امام، ج6، ص: 278
آنچه كه من از شما ملت ایران مىخواهم، این است كه بیدار باشید؛ خون عزیزان خودتان را هدر ندهید. كلمه «دمكراتیك» را از آن نترسید؛ یا حذفش را نترسید. این فرمِ غربى است؛ ما فرمهاى غربى را نمىپذیریم. ما تمدن غرب را قبول داریم لكن مفاسدش را نمىپذیریم. آنكه خون داده همین توده بوده است؛ آنكه جوان داده است، همین توده بوده است. یك دستهاى بیرون بودهاند، اشراف و اعیان هم بالاها نشسته بودند، و شما خون دادید؛ شما جوان دادید؛ خانههاى شما را سوزاندند. آنكه شما مىخواهید آن باید بشود نه آنكه آنهایى كه از اروپا و خارج آمدهاند مىخواهند؛ نه آنكه اعیان و اشراف مىخواهند؛ نه آنكه حقوقدانها مىخواهند. آنكه شما مىخواهید میزان است. آنكه خون داده باید حرفش را شنید؛ رأى او مُتَّبَع است ..
23
صحیفه امام، ج6، ص: 266
به خواست خداوند متعال به زودى درباره شكل حكومت، رفراندم خواهد شد. لازم است تذكر دهم آنچه اینجانب به آن رأى مىدهم «جمهورى اسلامى» است و آنچه ملت شریف ایران در سرتاسر كشور با فریاد از آن پشتیبانى نموده است همین «جمهورى اسلامى» بوده است، نه یك كلمه زیاد و نه یك كلمه كم. من از ملت شریف انتظار دارم كه به «جمهورى اسلامى» رأى دهند كه تنها این، مسیر انقلاب اسلامى است و كسانى كه مخالف هستند آزاد و مختارند كه اظهار مخالفت نمایند و علماى اعلام شهرستانها و قرا و قصبات و خود ملت مكلفند كه نگذارند كسى سلب آزادى از كسى بكند و مراقبت كنند آزادانه هركس رأى خود را بدهد.
24
صحیفه امام، ج6، ص: 363
من رأى خودم را به جمهورى اسلامى مىدهم و از ملت تقاضا دارم كه نگذارند خون جوانانشان هدر برود، نگذارند اجانب رخنه پیدا كنند، نگذارند استقلالى كه به دست آوردهاند از بین برود، نگذارند آزادى كه به دست آمده است مبدل به اختناق بشود. به حكومت اسلام، به جمهورى اسلامى، نه یك حرف زیاد نه یك حرف كم. كسانى هم كه مىخواهند به راههاى دیگر بروند آزادند لكن توطئه قدغن، خیانتْ قدغن، رأىْ آزاد. هر چه مىخواهند بگویند. ما خیرخواه ملت هستیم. ما- به تَبَع اسلام- خیرخواه همه جناحها هستیم؛
25-بستری شدن امام در بیمارستان قلب تهران
صحیفه امام، ج12، ص: 126
من دو كلمه مىخواهم صحبت كنم: یكى راجع به حال خودم كه الحمدللَّه بد نیست و شاید تشریفات زیاد براى من مهیا كردند آقایان اطبا، آقاى وزیر بهدارى. تشریفاتى كه ما عادت به آن نداریم. ما طلبهها عادى نیستیم به آن. و من وقتى خوشحال مىشوم كه بفهمم آقایان در صدد این هستند كه به این زاغه نشینان شهرها، به این چادرنشینهاى شهرها كه در زمان طاغوت به آنها هیچ عنایتى نشده بود، در این زمان عنایت بشود.
بهدارى كه اول مرتبه احتیاجى است كه مردم به آن دارند طورى باشد كه براى همه مهیا باشد. براى یكى تشریفات و براى یكى هیچى نباشد. و من امیدوارم كه آقایان اطبا هرجا كه هستند، و دولت و وزیر بهدارى و خود ملت عنایت به این مطلب داشته باشند كه این زاغه نشینها، این فقرا، اینهایى كه عیال خدا هستند اینطور ابتلائات را نداشته باشند ..
26-تنفیذ بنی صدر در بیمارستان
صحیفه امام، ج12، ص: 141
سخنرانى [در جمع اعضاى شوراى انقلاب و ... (تنفیذ حكم ریاست جمهورى بنی صدر)].
من یك كلمه به آقاى بنى صدر تذكر مىدهم، كه آن یك كلمه تذكر براى همه است:
حبّ الدنیا رأس كلّ خطیئة هر مقامى كه براى بشر حاصل مىشود، چه مقامهاى معنوى و چه مقامهاى مادى روزى گرفته خواهد شد و آن روز هم نامعلوم است ..
توجه داشته باشند همه كسانى كه براى بشر خدمت مىكنند، كسانى كه داراى مقامى هستند، داراى پستى هستند، كه مقامْ آنها را مغرور نكند. مقام رفتنى است و انسان در حضور خداى تبارك و تعالى ماندنى است ..
من از آقاى بنى صدر مىخواهم كه مابین قبل از ریاست جمهور و بعد از ریاست جمهور در اخلاق روحىشان تفاوتى نباشد. تفاوت بودن دلیل بر ضعف نفس است ..
27- آغاز جنگ
صحیفه امام، ج13، ص: 221
پیام رادیو- تلویزیونى [به ملت ایران در آغاز سال تحصیلى (حمله صدام به ایران)].
امروز من صداى منحوس این آدم را شنیدم؛ یعنى، بیانیهاش را شنیدم. ایشان معلوم مىشود كه تازه مسلمان شده است! براى اینكه به حضرت امیر، على بن ابى طالب و امام حسین- سلام اللَّه علیهما- و اینها تشبث كرده و مردم را مىخواهد گول بزند. ایشان نمىداند كه مردم عراق ایشان را مىشناسند و از اوّلى كه این حكومت اشتراكى روى كار آمد و مرحوم آقاى حكیم (1) تحریم كرد و آنها را تكفیر كرد، مردم عراق اینها را شناختهاند و بعد هم از اعمالى كه انجام دادهاند، اینها شناسایى شدهاند. اینها علماى بزرگ عراق را اعدام كردند. اینكه الآن به شَعْب (2) عراق متوسل مىشود، اینها شعب عراق را سركوب كردهاند. این صدام حسین، من از اول وقتى كه روى كار آمد تنبّه دادم كه این دیوانه است، این عقلش درست كار نمىكند، و لهذا، با دیوانگى دارد عمل مىكند و خودش را به هلاكت مىرساند ..
28-عزل بنی صدر
صحیفه امام، ج14، ص: 492
من كراراً به او گفتم كه حسابت را از این منافقین جدا كن و اعلام كن به اینكه شماها از اسلام نیستید و شماها به من ارتباط ندارید، نپذیرفت، و دید آنچه دید. و من امیدوارم كه توبه كند تا خداى تبارك و تعالى او را بیامرزد و در آن عالم روسیاه نباشد. شما الآن وقت دارید. وقت توبه باقى است وقت جدایى از گروههایى كه به ضد اسلام قیام كردهاند باقى است .
من الآن هم نصیحت مىكنم آقاى بنى صدر را به اینكه نبادا در دام این گرگهایى كه در خارج كشور نشستند و كمین كردند بیفتید، و این آبرویى كه از دست دادید بدتر بشود.
من علاقه دارم كه تو بیشتر از این خودت را تباه نكنى.
29-تنفیذ شهید رجایی
صحیفه امام، ج15، ص: 69
سخنرانى [در مراسم تنفیذ حكم ریاست جمهورى آقاى رجایى (نصیحت به مسئولان)].
شما دیروز نخست وزیر بودید و پریروز وزیر بودید و قبل از او معلم بودید و قبل از او هم یك شاگردى بودید و بعد از این هم معلوم نیست كى از اینجا بروید. ممكن است- خداى نخواسته- همین حالا كه بیرون رفتید و یا همین حالا یك بمبى اینجا باز منفجر بشود و فاتحه همه را بخواند وقتى مطلب این است چرا باید انسان قبل از ریاست جمهور و بعدش فرق بكند؟ مگر ریاست جمهور چه هست؟ كسى كه دلش به نور توحید روشن است مگر عالم چه هست؟ همه عالم چه هست؟ همه عالم در مقابل عظمت خداى تبارك و تعالى چیزى نیست. تمام این عالم مادى در مقابل عالمهاى معنوى كه هست قدر محسوسى ندارد.
30- توصیه به دولت انقلابی
صحیفه امام، ج15، ص: 69
شما حساب كنید كه این سیارهاى كه ما در آن زندگى مىكنیم به اسم زمین، در مقابل منظومه شمسى چه قدر است و این منظومه شمسى كه ما یكى از سیارات كوچكش را در آن زندگى مىكنیم، در مقابل كهكشان چه قدر است و این كهكشانهایى كه تا كنون كشف شده است كه گفته مىشود كه تا آن قدرى كه از ستارههاى نورانى كشف شده است به مقدار شش میلیارد سال نورى است؛ یعنى، اگر نور آن ستارهاى كه در آخر است بخواهد بیاید به پیش ما، شش میلیارد سال نورى طول مىكشد و آن چیزى كه ماوراى اینهاست و باز كشف نشده است، حتماً بدانید كه بیش از این معانى است، اینها هم در مقابل عظمت خالق ناچیزند، ما باید چقدر ضعیف باشیم كه در این ذرهاى كه خودش و آن منظومهاى كه این یكى از ستارههاى كوچكش است، اصلًا به حساب نمىآید و اگر گم بشود نمىتواند پیدایش بكنند در این غائله بزرگ عالم.
31-شهادت بهشتی
صحیفه امام، ج14، ص: 515
من این ضایعه بزرگ را به ملت ایران و شما آقایان كه نزدیك بودید با آقاى بهشتى و مطلع بودید از افراد دیگرى كه شهید شدند، به همه شما آقایان و ملتمان تسلیت عرض مىكنم. بناى دشمنهاى شما بر این است كه افرادى كه لیاقتشان بیشتر است بیشتر مورد حمله قرار بگیرند. آنها افرادى را هدف قرار مىدهند كه از آنها خوف دارند كه مبادا یك وقتى به آنها صدمه بزنند. واین را من كراراً گفتهام كه مرحوم آقاى بهشتى در این مملكت مظلوم زیست. تمام مخالفین اسلام و مخالفین این كشور حمله مستقیمشان را به ایشان و بعضى دوستان ایشان كردند. كسى را كه من بیشتر از بیست سال مىشناختم و روحیاتش را مطلع بودم و مىدانستم چه جور مرد صالحى و مرد به درد بخورى براى این كشور است، مخالفین او را در كوچه و بازار و محله و صحبتهایى كه همه مىكردند، آنطور جلوه دادند
32- تنفیذ حكم ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای
صحیفه امام، ج15، ص: 278
اینجانب به پیروى از ملت عظیم الشأن و با اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمند محترم جناب حجت الاسلام آقاى سید على خامنهاى- ایّده اللَّه تعالى- رأى ملت را تنفیذ و ایشان را به سمت ریاست جمهورى اسلامى ایران منصوب نمودم. و رأى ملت مسلمان متعهد و تنفیذ آن محدود است به اینكه ایشان به همان نحو كه تا كنون خدمتگزار اسلام و ملت و طرفدار قشر مستضعف، و به حكم قرآن كریم اشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ بودهاند از این پس نیز به همان تعهد باقى باشند و از طریق مستقیم انسانیت و اسلام انحراف ننمایند، كه ان شاء اللَّه نمىنمایند
33
صحیفه امام، ج6، ص: 286
شمایى كه الآن جوان هستید مىتوانید خودتان را تهذیب كنید؛ اگر پیر شدید، ضعیف مىشوید نمىتوانید. الآن قواى شما قوى است و شیطان در شما ضعیف. وقتى سن شما زیاد شد، قواى شما ضعیف مىشود و شیطان در شما قوى. آن وقت دیگر نمىتوانید، شكست مىخورید. الآن باید خودتان را تهذیب كنید. حوزههاى علمیه باید خودشان را تهذیب كنند. در خلال تهذیب، هر كارى كه هست تعقیب كنند از عِلمیات. ما فقاهت لازم داریم. اگر فقیهى از بین برود، اسلام از بین مىرود. ما فقیه لازم داریم، باید دنبال فقه باشیم. در عین حالى كه دنبال فقه هستید، همان طورى كه ائمه- علیهم السلام- بودند، حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- بود، در عین حالى كه نمازش آنطورى بود، در عین حالى كه عبادتش آنطور بود، شمشیرش هم آنطور بود؛ در عین حالى كه بسط علم و توحید مىكرد و مثلِ نهج البلاغه را گذاشت براى ما، در عین حال جنگ مىكرد، در عین حال شمشیر مىكشید؛ در عین حال كه زاهد بود، در عین حال قوى و قدرتمند بود؛ جنگجو بود. اینها با هم باید باشند ..
34
صحیفه امام، ج21، ص: 91
من به صراحت اعلام مىكنم كه جمهورى اسلامى ایران با تمام وجود براى احیاى هویت اسلامى مسلمانان در سراسر جهان سرمایه گذارى مىكند. و دلیلى هم ندارد كه مسلمانان جهان را به پیروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزون طلبى صاحبان قدرت و پول و فریب را نگیرد. ما باید براى پیشبرد اهداف و منافع ملت محروم ایران برنامه ریزى كنیم. ما باید در ارتباط با مردم جهان و رسیدگى به مشكلات و مسائل مسلمانان و حمایت از مبارزان و گرسنگان و محرومان با تمام وجود تلاش نماییم. و این را باید از اصول سیاست خارجى خود بدانیم
35- آیت الله خامنه ای در كلام امام
صحیفه امام، ج17، ص: 272
ما اگر گمان بكنید كه در تمام دنیا، رئیس جمهورها و سلاطین و امثال اینها، یك نفر را مثل آقاى خامنه اى پیدا بكنید كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار،و بناى قلبىاش بر این باشد كه به این ملت خدمت كند، پیدا نمىكنید. ایشان را من سالهاى طولانى مىشناسم، و در آن زمانى كه اوّل نهضت بود ایشان وارد بود و به اطراف براى رساندن پیامها تشریف مىبردند، و بعد از این هم كه این انقلاب به اوج خودش رسید، ایشان حاضر واقعه بود همه جا، تا آخر و حالا هم هست. یك نعمت خدا به ما، این است كه داده ..
36
صحیفه امام، ج21، ص: 95
مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش مىدانم. و شما مىدانید كه من به شما عشق مىورزم؛ و شما را مىشناسم؛ شما هم مرا مىشناسید. در شرایط كنونى آنچه موجب امر شد تكلیف الهىام بود. شما مىدانید كه من با شما پیمان بسته بودم كه تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز فقط براى تشخیص مصلحت بود؛ و تنها به امید رحمت و رضاى او از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویى داشتهام با خدا معامله كردهام. عزیزانم، شما مىدانید كه تلاش كردهام كه راحتى خود را بر رضایت حق و راحتى شما مقدّم ندارم. خداوندا، تو مىدانى كه ما سر سازش با كفر را نداریم ..
37- روزهای پایانی جنگ
جمهورى اسلامى ایران نباید تحت هیچ شرایطى از اصول و آرمانهاى مقدس و الهى خود دست بردارد. ان شاء اللَّه مردم سلحشور ایران كینه و خشم انقلابى و مقدس خویش را در سینهها نگه داشته و شعله هاى ستم سوز آن را علیه شوروى جنایتكار و امریكاى جهانخوار و اذناب آنان به كار خواهند گرفت تا به لطف خداوند بزرگ پرچم اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- بر بام همه عالم قد برافرازد و مستضعفان و پابرهنگان و صالحان، وارثان زمین گردند ..
38- حج خونین
صحیفه امام، ج21، ص: 81
البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجى و بین الملل اسلامى مان بارها اعلام نموده ایم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوكران امریكا نام این سیاست را توسعه طلبى و تفكر تشكیل امپراتورى بزرگ مىگذارند، از آن باكى نداریم و استقبال مىكنیم. ما درصدد خشكانیدن ریشه هاى فاسد صهیونیزم، سرمایه دارى و كمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفتهایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایى را كه بر این سه پایه استوار گردیدهاند نابود كنیم؛ و نظام اسلام رسول اللَّه- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- را در جهان استكبار ترویج نماییم. و دیر یا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود
39-پیام قطع نامه
صحیفه امام، ج21، ص: 95
... امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنهها و مرفهین بىدرد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزیزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفتهاند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمین را نمودهاند مىبوسم ....من باز مىگویم كه قبول این مسئله براى من از زهر كشندهتر است؛ ولى راضى به رضاى خدایم و براى رضایت او این جرعه را نوشیدم. و نكتهاى كه تذكر آن لازم است این است كه در قبول این قطعنامه فقط مسئولین كشور ایران به اتكاى خود تصمیم گرفته اند. و كسى و كشورى در این امر مداخله نداشته است .. .
40
صحیفه امام، ج20، ص: 442
من خداى قاهر حاضر منتقم را شاهد مىگیرم كه احمد از آن روزى كه در كمك اینجانب در بیرونى مشغول اداره امور من بوده تا الآن كه این ورقه را مىنویسم قدمى یا قلمى بر خلاف گفتار و نوشتار من بر نداشته و با وسواس عجیب در كلیه گفتارهاى من یا نوشتههاى من سعى نموده كه حتى یك كلمه بلكه گاهى یك حرف را كه به نظر او محتاج به اصلاح است بدون اذن من تصرف نكند. من در نوشته و گفتارهایى كه دارم به او و بعض اعضاى دفتر- حفظهم اللَّه- و به اشخاصى كه متكفّل رسانه ها بوده اند و هستند اجازه دادم كه هرچه بر خلاف صلاح به نظر آنها است به من تذكر دهند و احمد فرزند من در جریان این امور بوده و هست و تاكنون اتفاق نیفتاده كه كلمه [اى] را بدون رجوع به من اضافه یا كم كند «وَاللَّهُ عَلى كُلِّ ذلِكَ شَهِیدٌ». (1)
41- عزل آقای منتظری
صحیفه امام، ج21، ص: 331 و 332
همه مىدانند كه شما حاصل عمر من بودهاید؛ و من به شما شدیداً علاقه مندم. براى اینكه اشتباهات گذشته تكرار نگردد، به شما نصیحت مىكنم كه بیت خود را از افراد ناصالح پاك نمایید؛ و از رفت و آمد مخالفین نظام، كه به اسم علاقه به اسلام و جمهورى اسلامى خود را جا مىزنند، جداً جلوگیرى كنید .... واللَّه قسم، من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودم، ولى در آن وقت شما را ساده لوح مىدانستم كه مدیر و مدبر نبودید ولى شخصى بودید تحصیلكرده كه مفید براى حوزههاى علمیه بودید و اگر اینگونه كارهاتان را ادامه دهید مسلماً تكلیف دیگرى دارم و مىدانید كه از تكلیف خود سرپیچى نمىكنم. واللَّه قسم، من با نخست وزیرى بازرگان مخالف بودم ولى او را هم آدم خوبى مىدانستم. واللَّه قسم، من رأى به ریاست جمهورى بنى صدر ندادم و در تمام موارد نظر دوستان را پذیرفتم ..
42
صحیفه امام، ج21، ص: 331
سخنى از سرِ درد و رنج و با دلى شكسته و پر از غم و اندوه با مردم عزیزمان دارم: من با خداى خود عهد كردم كه از بدى افرادى كه مكلف به اغماض آن نیستم هرگز چشم پوشى نكنم. من با خداى خود پیمان بستهام كه رضاى او را بر رضاى مردم و دوستان مقدم دارم؛ اگر تمام جهان علیه من قیام كنند دست از حق و حقیقت برنمى دارم. من كار به تاریخ و آنچه اتفاق مىافتد ندارم؛ من تنها باید به وظیفه شرعى خود عمل كنم.
43
صحیفه امام، ج21، ص: 332
من بعد از خدا با مردم خوب و شریف و نجیب پیمان بستهام كه واقعیات را در موقع مناسبش با آنها در میان گذارم. تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ سعى كنند تحت تأثیر دروغهاى دیكته شده كه این روزها رادیوهاى بیگانه آن را با شوق و شور و شعف پخش مىكنند نگردند. از خدا مىخواهم كه به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد. ما همه راضى هستیم به رضایت او؛ از خود كه چیزى نداریم، هرچه هست اوست.
44- روح خدا به خدا پیوست
صحیفه امام، ج2، ص: 40
هر دقیقهاى كه از عمر شریف شما مىگذرد، یك مقدارى به قبر و آنجایى كه از شما سؤالات خواهند كرد و همه مسئول خواهید بود، دارید نزدیك مىشوید. فكر این مطلب را بكنید كه قضیه نزدیك شدن به مرگ است، و هیچ كس هم سند به شما نداده است كه صدوبیست سال عمر كنید. صد و بیست ساله نداریم؛ ممكن است بیست و پنج . آقایانى كه از دیگر ممالك در اینجا هستند باید پابرجا باشند و به تحصیل علم و تهذیب نفس ادامه دهند و اگر مراجع و من- كه یكى از طلاب هستم- از اینجا رفتم، باز لازم است كه آقایان بمانند و به وظایف خود عمل نمایند
45-وصیت نامه
با دلى آرام و قلبى مطمئن و روحى شاد و ضمیرى امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوى جایگاه ابدى سفر مىكنم. و به دعاى خیر شما احتیاج مبرم دارم. و از خداى رحمان و رحیم مىخواهم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصور و تقصیر بپذیرد ..
و از ملت امیدوارم كه عذرم را در كوتاهیها و قصور و تقصیرها بپذیرند. و با قدرت و تصمیم اراده به پیش روند و بدانند كه با رفتن یك خدمتگزار در سدّ آهنین ملت خللى حاصل نخواهد شد كه خدمتگزاران بالا و والاتر در خدمتند، واللَّه نگهدار این ملت و مظلومان جهان است ..
46-وصیت نامه
و وصیت من به همه آن است كه با یاد خداى متعال به سوى خودشناسى و خودكفایى و استقلال، با همه ابعادش به پیش، و بىتردید دست خدا با شما است، اگر شما در خدمت او باشید و براى ترقى و تعالى كشور اسلامى به روح تعاون ادامه دهید ..
و اینجانب با آنچه در ملت عزیز از بیدارى و هوشیارى و تعهد و فداكارى و روح مقاومت و صلابت در راه حق مىبینم و امید آن دارم كه به فضل خداوند متعال این معانى انسانى به اعقاب ملت منتقل شود و نسلًا بعد نسل بر آن افزوده گردد ..
47-وصیت نامه
به ملت شریف ایران وصیت مىكنم كه در جهان حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداكاریها و جان نثاریها و محرومیتها مناسب حجم بزرگى مقصود و ارزشمندى و علوّ رتبه آن است، آنچه كه شما ملت شریف و مجاهد براى آن بپاخاستید و دنبال مىكنید و براى آن جان و مال نثار كرده و مىكنید، والاترین و بالاترین و ارزشمندترین مقصدى است و مقصودى است كه از صدر عالم در ازل و از پس این جهان تا ابد عرضه شده است و خواهد شد؛
48-وصیت نامه
شمااى ملت مجاهد، در زیر پرچمى مىروید كه در سراسر جهان مادى و معنوى در اهتزاز است، بیابید آن را یا نیابید، شما راهى را مىروید كه تنها راه تمام انبیا- علیهم سلام اللَّه- و یكتا راه سعادت مطلق است. در این انگیزه است كه همه اولیا شهادت را در راه آن به آغوش مىكشند و مرگ سرخ را «احلى من العسل» (1) مىدانند؛ و جوانان شما در جبههها جرعهاى از آن را نوشیده و به وجد آمدهاند و در مادران و خواهران و پدران و برادران آنان جلوه نموده و ما باید بحق بگوییم
یا لیتنا كنّا معكم فنفوز فوزاً عظیماً
گوارا باد بر آنان آن نسیم دل آرا و آن جلوه شورانگیز.
49- رهبری حضرت آیت الله خامنه ای
صحیفه امام، ج20، ص: 455
جنابعالى را یكى از بازوهاى تواناى جمهورى اسلامى مىدانم و شما را چون برادرى كه آشنا به مسائل فقهى و متعهد به آن هستید و از مبانى فقهى مربوط به ولایت مطلقه فقیه جداً جانبدارى مىكنید، مىدانم و در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانى اسلامى از جمله افراد نادرى هستید كه چون خورشید، روشنى مىدهید.
منبع :http://www.irdc.ir/
امیر فراتی : شما میتوانید فقط با یک تماس و یا با ارسال پیام از ما مشاوره بگیرید.